پارت هفتاد و نهم :

ناگهان صدای چرخیدن کلید را می‌شنوم. سپس، صدای بسته شدن در. صدای قدم‌های محکم و منظم روی پارکت. صدای گذاشتن کلیدها روی کنسول.
- آرام؟
صدایش در فضای خانه می‌پیچد. زانوهایم را در آب به سمت قفسه‌ی سینه‌ام می‌کشم و سرم را روی آن‌ها می‌گذارم. آب دهانم را با زحمت و دردی که از خشکی‌گلو و گریه‌های طولانی‌ام نشئت می‌گیرد، قورت می‌دهم و لب‌های لرزانم را محکم به هم می‌دوزم.
- آرامِ ج

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • عقیله

    2

    تنها ایده ای که به ذهنم میاد اینه تا مرز خودکشی پیش بره و اراد رو تهدید کنه که یا دارا رو میخاد یا خودش رو میکشه شاید اینجوری ی شوکی چیزی بهش اومد البته که تو قدم اول با روان شناس دارا صحبت کنه ولی اگر اوضاع به قبل برگرده بازم ۲شخصیته هستن یا ۱ شخصیت حذف میشه؟و آیا اون ۲شخصیت الان به طور قطع از بین

    دیروز
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    یاد دلیما افتادم😂

    ۱۵ ساعت پیش
  • دریا

    2

    آرادِ جدید فقط توهم تکامل و بی نقص بودن داره،وگرنه به قول آرام نقص هاشو با نقاب و بازی سعی داره بپوشونه..

    دیروز
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    ‌یاد اون‌جایی افتادم که عرفان به دارا گفت تو فقط توهم کنترل داری

    ۱۵ ساعت پیش
  • Zak

    1

    ایکاش با روانشناس آراد حرف بزنه..ولی عالی نوشتی دختر دقیقا حس ترس، غریبی و استیصال آرام و درک میکنم.. ولی چرا آرام اینقدر گارد داره و احساس می کنه این شخصیت سومی هست که داره نقش بازی می کنه در صورتیکه ادغام شده..واای نکنه ادغام نشدن و واقعا شخصیت سومی به وجود اومده که دنبال انتقامه🥺😬

    دیروز
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    خوشحالم که با همه وجودت صحنه رو لمس کردی عزیزم... باعث افتخارِ من نویسنده ست✨️

    ۱۵ ساعت پیش
  • ترنم

    0

    اگه شخصیت سومی درکار بود اونموقع خیلی خیلی سخت تر میشد رفتاراش ترکیبیه ولی تو آراد و دارا هر کدوم حالات خودشونو داشتن و رفتارای مستقل فقط تو یه کالبد بودن

    ۲۰ ساعت پیش
  • ترنم

    0

    ولی از طرفی دلم سوخت آرام جواب قاطع داد بهش که برام مهم نیس هم میگم حقش بود😂

    ۲۰ ساعت پیش
  • ترنم

    0

    عالی نگین جان،اون حس ترس و غریبی آرام رو قشنگ منتقل میکنی منم نسبت به این شخصیت بی اعتمادم

    ۲۰ ساعت پیش
  • ترنم

    0

    ولی فک کنم ادغام شده باشن چون رفتاراش ترکیبی از آراد و داراست هرچند رفتارای آراد زیاد دیده نمیشه اون حمایت و مهربونی خیلی کمه توش بیشتر خودشو محکم نگه داشته نمیخواد کسی به داخل ذهنش نفوذ کنه

    ۲۰ ساعت پیش
  • ترنم

    0

    ولی اصلا اون عشقی که به آرام داره رو نمیتونم حس کنم شاید چون از دید آرام میخونم ولی کلا خیلی غریبه اس

    ۲۰ ساعت پیش
  • دلارام

    1

    نمیدونم چرا حس میکنم همش داره نقش بازی میکنه حس میکنم ادغام نشده و یه شخصیت دیگه ب وجود اومد شخصیت سوم اخه خیلی ترسناکه اصلا خوشم نمیاد ازش نمیدونم بقیه هم همین حس دارن یا نه ولی کاش دارا برگرده یا حداقل دکتر بچه برگرده ولی این نه بره همون جایی ک بوده

    دیروز
  • Yegane

    2

    کاش اون جنبه های مهربونی و مراقبت آراد توش بیشتر بود واقعا این شخصیت جدید یکی دیگه است انگارر دلم برای حمایت های دارا برای مراقبت های آراد و دعواشون سر گرفتن کنترل تنگ شد اقاا فکر نمیکنم دوباره تجزیه هویتشون برگرده ولی امیدوارم این اقا یکم ادم شه طفلک آرام..

    دیروز
  • آبی:)

    3

    کاش دارا بود من اینو نمیتونمم هیچ حسی جز ترس و بی اعتمادی نمیدهه

    دیروز
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️